تبليغاتX
دنیای مجنون

 مي‌تونم تو لحظه‌هاي بي‌كسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم

 

مي‌تونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم

 

مي‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچينم

 

مي‌تونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي  هزار بار بميرم

 

مي‌تونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگي‌مو آبي كنم

 

مي‌تونم رو شونه‌هاي مردونت، دردامو با هق‌هقم خالي كنم

 

مي‌تونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم

 

مي‌تونم قصه‌ي ديوونگيمو، توي كوچه‌هاي شهر داد بزنم

 

مي‌تونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم

 

مي‌تونم زير پر ستاره‌ها، واست از ليلي ومجنون بخونم

 

مي‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره

 

مي‌تونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره

 

مي‌تونه دستاي تو رو شونه‌هام، خبر از يك شب يلدا رو بده

 

مي‌تونه بوسه‌ي تو رو گونه‌هام، واسه من نويد فردا روبده

 

مي‌تونه صداي گرم خنده‌هات، همه قصه‌هامو رؤيايي كنه

 

مي‌تونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمو مهتابي كنه

 

مي‌تونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه

 

مي‌تونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه

 

مي‌توني توخستگي‌هاي تنت، به من و شونه‌ي من تكيه كني

 

مي‌توني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني

 

مي‌تونن رازقي‌ياي باغچه‌مون، تا هميشه بوي دستاتو بدن

 

مي‌تونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن

 

مي‌تونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونه‌ي عشقت بدونن

 

بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا

 

بخونن.................دوست دارم دیوونه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:23  توسط محسن  | 

 
از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه


شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین

خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون

خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون


حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من


حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من

...آخر جاده عاشقی تنها شدم
 
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

گفتی پشیمون، گفتم که هرگز

نفس بریده، دستای لرزون


اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون


غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست،

 

چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک،

 

 وقتی!! وقتی کسی نیست

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من،

 

 عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری،

 

مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری

 خداحافظ گفتی .. گفتم خداحافظ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:10  توسط محسن  | 

کجای این جنگل شب،

 

پنهون می شی خورشیدکم؟

 

پشت کدوم سد سکوت،

 

پر میکشی چکاوکم!

 

چرا به من شک میکنی؟

 

من که منم برای تو!

 

لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو!

 

دست کدوم غزل بدم،

 

نبض دل عاشقمو؟

 

پشت کدوم بهانه باز،

 

پنهون کنم هق هقمو؟

 

گریه نمی کنم!نرو!

 

آه نمی کشم!بشین!

 

حرف نمی زنم!بمون!

 

بغض نمی کنم!ببین!

 

سفر نکن خورشیدکم،

 

ترک نکن منو ،نرو!

 

نبودنت مرگ منه!

 

راهی این سفر نشو!

 

نذار که عشق منو تو،

 

اینجا به آخر برسه!

 

نوازشم کن و ببین،

 

عشق میریزه از صدام!

 

صدام کن و ببین که باز،

 

غنچه می دن ترانه هام!

 

اگر چه من به چشم تو ،

 

کمم!قدیمی ام! گمم!

 

آتشفشان عشقمو،

 

دریای پر تلاطمم!

 

گریه نمی کنم!نرو!

 

آه نمی کشم!بشین!

 

حرف نمی زنم! بمون!

 

بغض نمی کنم !ببین!

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:46  توسط محسن  | 

 

تو مرا می فهمی

  

من تو را می خواهم


وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

 
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

 
و تو هم می دانی

 
تا ابد در دل من می مانی

...

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:35  توسط محسن  | 

آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز....

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي....

عاشق آنكه تو را مي خواهد...

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...

 و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد!

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:10  توسط محسن  | 

چه زود از کوچه ی دل بستگی ها پر کشیدی

 

 

تو که گفتی از این کوچه اگر بارها هم گذر کنی خسته نمی شوی

 

 

ولی دیروز به من گفتی

 

 

که خسته شدی و قصد نداری به دیار سبز خوبی ها برگردی

 

 

ولی چرا دیر گفتی

 

 

کاش زمانی می گفتی که گونه هایم را غرق در شقایق نمی دیدی

 

 

آیا در معرفت و معصومیت نگاهم خوبی و صفارا نخوانده ای

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:27  توسط محسن  | 

دي؟

 

باز امشب اي ستاره تابان نيامدي

 

باز اي سپيده شب هجران نيامدي

 

شمعمم شكفته بود كه خندد به روي تو

 

افسوس ، اي شكوفه خندان نيامدي

 

زنداني تو بودم و مهتاب من چرا

 

باز امشب از ديچه زندان نيامدي

 

با ما سر چه داشتي اي تيره شب كه باز

 

چون سر گذشت عشق به پايان نيامدي

 

شعر من از زبان تو خوش صيد دل كند

 

افسوس ، اي غزال غز لخوان نيامدي

 

خوان شكر به خون جگر دست مي دهد

 

مهمان من ، چرا به سر خوان نيام

 

گيتي متاع چون مَنَش آيد گران به دست

 

اما تو هم به دست من ارزان نيامدي

 

صبرم نديدهاي كه چه زورق شكسته اي ست

 

اي تخته ام سپرده به طوفان ، نيامدي

 

در طبع شهريار ، خزان شد بهار عشق

 

زيرا تو خرمن گل و ريحان نيامدي

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:22  توسط محسن  | 

سلام دوستان عزیز

قبل از هر چیز از شما عزیزان عذر خواهی می کنم،مدتی بود که وب رو آپ نکردم اما از امروز باز هم وب رو آپ می کنم. البته به شرطی که شما دوستان نظرات خوبتون رو برام بنویسید.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:11  توسط محسن  | 

اونی که می خواستم عهدشو شکست و 


 به پای عشق جدید نشست و


 چش روی آرزوم همیشه بست و

 
 پشت مه پنجرمون رها شد


 اونی که می خواستم مث اشک چکید و


 تو طول راه یهو یکی رو دید و


 صدای از ما بهتر و شنید و


 به خاطر هیچی ازم جدا شد


اونی که می خواستم دل ما رو بردو

 
 تو راه که می رفت به یکی سپرد و

 
 تو خاطرش ، خاطره ی ما مرد و


 یکی دیگه تو رویاهاش خدا شد


 اونی که می خواستم دل ازم برید و


 بین گلا یه گل تازه چید و


 به اونی که دلش می خواس رسید و


 مثل تموم مردا بی وفا شد


 اونی که می خواستم زود ازم گذشت و


 یه روزی رفت و دیگه بر نگشت و


منکر مجنون شد و کوه و دشت و


منکر عشق و بودن با ما شد


 اونی که می خواستم زیر قولش زد و


با یکی دیگه پیش من اومد و


 به خاطر اون به ما گفتش بد و


 عزیز تر از دیروز و از حالا شد


اونی که می خواستم شدش از ما سرد و


 پیغام دادش که دیگه برنگرد و


 بد بودن ما رو بهونه کرد و


 غیبش زد و یک دفعه کیمیا شد


اونی که می خواستم ما رو بد شناخت و


 هستی شو پیش یکی دیگه باخت و


 قصر من و با یکی دیگه ساخت و


شکر خدا باز ولی پادشا شد


اونی که می خواستم من و داد به باد و


رفت پیش اون کس که دلش می خواد و

 
 زد زیر عشقش تا یادش نیاد و


 اسم منم جز آدم بدا شد


اونی که می خواستم من و زد کنار و


 خزونشو یه جوری کرد بهار و


قایم شدش تو یه عالم غبار و


 تقدیر ما مثل موهاش سیا شد


اونی که می خواستم آخرش گم شد و

 
 بازیچه ی چشمای مردم شد و


 وارد عشق صد و چندم شد و


 توی خیال کس دیگه جا شد


 اونی که می خواستم ، ولی انگار مده


مال همه یه جورایی گم شده


کاش از میون غبارا بیاد و


بهم بگه هر چی می گی بیخوده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:13  توسط محسن  | 

تازگیا سفر می ری


جاهای پر خطر می ری


 بی سر صدا بدون من


 تا ساحل خزر می ری


 بی وفا انصافت کجاس

 
رفتن و نازت مال ماس


تازگیا امون می دی


گل شدی ، دس تکون می دی


یه جوری به غریبه ها


اداهاتو نشون می دی


 بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


 تازگیا ، دوری چقدر


ساکت و مغروری چقدر


چه کم باهام حرف می زنی


راس راسی مجبوری چقدر


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا طلا شدی


کم شدی ، کیمیا شدی


دیگه صدام نمی کنی


عین غریبه ها شدی


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا باهام بدی


گفتی میام ، نیومدی


نگفته بودی انقدر


بازی با قلب و بلدی


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس

 
تازگیا سرده نگات


دیگه نمی لرزه صدات


برقی که دنبالش بودم


رفته دیگه از تو چشات


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا را نمی یای


سر قرارا نمی یای


زمستونا نیومدی


حالا بهارا نمی یای


بی وفا انصافت کجاس

 
رفتن و نازت مال ماس


تازگیا کم شدی ، کم


یه عالمه دوری ازم


نمی شه پیدات بکنم


حتی واسه دوست دارم


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا خیال کنم


باید ازت سوال کنم


خیال داشتن تو رو


تو رویاهام محال کنم


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا ، کم می یارم


به جای بارون ، می بارم


یه جوری فرصت بده که


بگم چه قدر دوست دارم


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا چه ناز شدی


عجیبی ، عین راز شدی


شعر و ترانتم خوبه


کلی ترانه ساز شدی


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا چه بی حواس


عاشق داری از چپ و راس


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا خیلی زیاد


همش تو رو یادم می یاد


می ترسم از فکرای تو


بلاهایی سرم بیاد


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا عجیب شدی


تنها که نه ، غریب شدی


به ما که می رسی یه کم


نجیب بودی ، نجیب شدی


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا حرف شماس


همش می گی دست خداس


اما بذار بهت بگم


حسابت از همه جداس


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


تازگیا تو سال نو


بدجور می میرم واسه تو


چون می دونی دوست دارم


ناز نکن از پیشم نرو


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


نامه رسید به آخرا


باید سپردت به خدا


فقط یه قولی بده که


دلت بمونه پیش ما


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


امضای نامه اولی


سرخه و خیلی مخملی


با عطر کلی گل سرخ


با چشم یه کم عسلی


بی وفا انصافت کجاس


رفتن و نازت مال ماس


بمون که ثابت بکنی


حسابت از همه جداس

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:9  توسط محسن  |